زندگینامه استیو جابز

سال‌های اولیه اپل (81-1975)

بعد از این‌که جابز به سیلیکون‌ بازگشت، همراه دوستش وزنیاک به کار روی مدارهای کامپیوتر تمرکز کرد. ووز در گروهی با نام کلوپ کامپیوتر‌های خانگی عضو شد که این باعث شد ایده طراحی کامپیوتر شخصی خودش را (در حقیقت کامپیوترهایی که تنها از مادربوردهای مداری تشکیل شده بودند) انجام دهد. استیو جابز با مشاهده اشتیاق مردم به خرید مدل کامپیوتری دوستش که کار بسیار جذابی شده بود، پیشنهاد فروش این بورد را به علاقه‌مندان داد. پس کامپیوترهای اپل متولد شدند.

اولین سال کاری اپل شامل سرهم بندی مدارها در گاراژ استیو و بردن آنها برای فروش در فروشگاه‌های محلی بود. در این مدت ووز روی کامپیوترهای جدیدتر کار می‌کرد: کامپیوتر پیشرفته‌تر اپل 2 که نهایتا در سال1977 کار ساخت‌شان تمام شد. هر دوی آنها می‌دانستند اپل 2 نقطه عطفی در دنیای کامپیوتر خواهد بود، در حقیقت مدل بسیار پیشرفته‌ای در مقایسه با دیگر کامپیوترهای موجود در بازار بود. برای همین استیو جهت توسعه این کار به دنبال شخصی برای سرمایه‌گذاری گشت. بعد از مدتی با شخصی با نام مایک مارکولا در زمینه سرمایه‌گذاری و انجام کار به توافق رسید که او به آنها این اطمینان را داد که در مجله فرچون در فهرست 500 شرکت برتر در کمتر از 2 سال قرار خواهند گرفت.

حق با مایک بود. اپل 2 خیلی سریع جایگاه بسیار بالایی در دنیای کامپیوتر پیدا کرد و توانست تمام رقبای خود را شکست دهد، علت این موفقیت چیزی جز نوآوری در زمینه سخت‌افزاری و گرافیک بسیار بالای آن نبود. یکی دیگر از مهم‌ترین عوامل موفقیت اپل 2 برنامه VisiCalc بود که نخستین برنامه صفحات گسترده به شمار می‌آمد. هزاران نفر از مردم اپل 2 را به خاطر استفاده از این برنامه خریداری کردند که در نتیجه شرکت با سرعت بسیار زیادی پیشرفت کرد و بعد از گذشت 4 سال در سال 1980 به یکی از کمپانی‌های بنام آن زمان تبدیل شد.

ولی موفقیت اپل با ورود کمپانی بزرگ IBM برای ورود به بازار کامپیوترهای شخصی در سال 1981 به خطر افتاد. اپل باید برای دوام تلاش می‌کرد یا به طور کامل از صحنه کار بیرون می‌رفت. با ورود اپل3 به بازار، در حقیقت تلاش اپل به ثمر نشست، چرا که با استقبال بسیار زیادی از جانب خریداران مواجه شد. بعد از آن تمام انرژی خود را روی پروژه‌ای با نام لیسا قرار دادند که توسط استیو جابز طراحی شده بود. کامپیوترهای لیسا هم یکی از پرفروش‌ترین‌های بازار آن زمان شدند، این کامپیوترها به جای داشتن رابط کاربری متنی، از رابطی گرافیکی بهره می‌بردند. این تکنولوژی مانند تکنولوژی‌های دیگر دنیای کامپیوتر را بسیار متحول کرد. هر چند اختراع رابط گرافیکی به Xerox PARC بر می‌گردد، ولی این اپل بود که برای اولین بار آن را به بازار آورد.

مکینتاش (85-1981)

خیلی زود جابز به دلیل این‌که مدیر بسیار بداخلاقی بود از پروژه لیسا کنار گذاشته شد که این کار باعث شد جابز برای تلافی پروژه بسیار کوچکی با نام مکینتاش را راه‌اندازی کند، هدف از طراحی این کامپیوتر طراحی GUI ارزان‌تری بود که یکی از عوامل کم بودن فروش لیسا شناخته شد. طراحی مکینتاش از 1979 آغاز شد و هدف دیگر از ساخت آن تولید کامپیوتری آسان همانند تستر نان بود. استیو جابز مهندسان بسیار جوانی را برای گروه مک خود استخدام کرد. او به آنها لقب دزدان دریایی داده بود و باقی کارمندان را با عناوین نیروی دریایی صدا می‌کرد. گرچه پروژه مک بسیار بحث‌برانگیز بود، چرا که هم اپل 2 و هم لیسا را به خطر می‌انداخت. با این وجود مک برای آینده کمپانی بسیار حیاتی بود، چرا که لیسا در بازار فروش شکست خورده بود. استیو توسط جان اسکولی مدیرعامل ارشد کمپانی برای طراحی مک پشتیبانی می‌شد، این مدیر در سال 1983 توسط خود جابز استخدام شد تا به او در زمینه مدیریت شرکت کمک کند. در 1984 او مکینتاش را به همگان معرفی کرد.

با این‌که مکینتاش در ماه‌های اولیه فروش خوبی داشت، خیلی زود مقدار فروش آن کاهش یافت. این امر باعث شد ترس از این‌که کمپانی در زمینه این کار شکست بخورد، در نتیجه دیگر نتواند به کار خود ادامه دهد گریبانگیر اعضای شرکت شد. علاوه بر این، غرور جابز باعث شده بود همه از او دلسرد باشند، حتی مدافع اصلی او جان اسکولی. اسکولی سال 1985 بعد از شکست جابز در طراحی کامپیوتر اعلام کرد که او و دیگر مدیران به توافق تازه‌ای در زمینه چارت داخلی اپل رسیده‌اند که در این چارت جدید جابز هیچ‌گونه مسوولیت مدیریتی نداشت و تنها به عنوان یکی از اعضا معرفی شده بود.

این عمل هیات‌مدیره، استیو را بسیار متحیّر کرد، چرا که اپل تمام زندگی او محسوب می‌شد و در نهایت او از این زندگی اخراج شده بود. همین امر باعث شد او به سفر رو آورد تا راه‌های جدیدی برای استفاده از انرژی خود پیدا کند. در همین نیمه دوم سال 1985 او گروه بسیار پیشرفته‌ای در زمینه گرافیک کامپیوتری برخورد کرد که جورج لوکاس مدیر اصلی آنها بود. آرزوی مشترک همه آنها ساختن فیلم‌های انیمیشنی توسط کامپیوتر بود، این هدف باعث شد استیو به این کار علاقه‌مند شود. برای همین هم در سال 1986 این کمپانی را خرید و اسم آن را پیکسار گذاشت.

سال های NeXT (1985-95)

با این حال او هنوز به ساختن کامپیوترهای عالی علاقه فراوانی داشت. در ماه سپتامبر سال 1985، او به هیات‌مدیره اپل اعلام کرد که می‌خواهد یک شرکت جدید به اسم نکست (NeXT) تأسیس کند که در آن کامپیوترهایی برای تحصیلات عالی و تحقیقات علمی‌تولید کند. او می‌خواست تعدادی از بهترین مهندسان و مدیران فروش اپل از تیم مک را به این شرکت ملحق کند. اپل با این پیشنهاد موافقت نکرد و او را تهدید کرد که از وی شکایت کند. در این زمان بود که استیو اپل را ترک کرد و تقریبا همه سهام خود را فروخت.

در اوایل سال 1986، بعد از آن که اپل از او شکایت کرد، نکست کار خود را روی کامپیوترش آغاز کرد. استیو بالاترین استانداردهای ممکن را برای دستگاه جدیدش در نظر داشت. او می‌خواست بهترین سخت‌افزارها را در خودکارترین کارخانه دنیا تولید کند که پیشرفته‌ترین نرم‌افزارها روی آن اجرا شوند. او تصمیم گرفت سیستم‌عامل این کامپیوتر که NeXTSTEP نام داشت، بر پایه سیستم‌عامل UNIXباشد و قدرتمند‌ترین و پیچیده‌ترین سیستم‌عامل باشد و در عین حال، استفاده از آن بسادگی سیستم‌عامل مک باشد و محیط گرافیکی مانند آن را در اختیار کاربر قرار دهد. بعلاوه این سیستم‌عامل، با استفاده از تکنولوژی برنامه‌نویسی شیء‌گرا، توسعه برای برنامه‌نویسان را نیز آسان‌تر می‌کرد. این هدف‌های جاه‌طلبانه، تاریخ ارائه این سیستم‌عامل را که NeXT Cube نام گرفت تا ماه اکتبر سال 1988 عقب انداخت.

اما این سیستم‌عامل با تمام خوبی‌هایی که داشت، به موفقیت چندانی نرسید. قیمت آن نسبتا بالا بود و جای نرم‌افزار‌های کاربردی در آن خالی بود. نکست سال‌ها سعی کرد تا فروش خود را افزایش دهد و حتی علاوه بر آموزش، تجارت را نیز به اهداف خود اضافه کرد و نمونه‌ای ارزان‌تر به اسم NeXT Station را نیز وارد بازار کرد. با این حال تعداد کامپیوترهایی که به فروش می‌رسید در هر ماه از چند صد دستگاه تجاوز نکرد. این شرکت بشدت متحمل ضرر شد و بقیه تأسیس کنندگان آن، از جمله اولین سرمایه‌گذار خارجی آن به نام راس پروت بتدریج این شرکت را ترک کردند. در سال 1993، نکست پروژه سخت‌افزاریش را به دست فراموشی سپرد و بیشتر روی ارتقای تکنولوژی نرم‌افزاریش تمرکز کرد.

علاوه بر این سرمایه‌گذاری او در پیکسار نیز به جایی نرسیده بود. این شرکت کوچک سعی داشت کارگاه‌های گرافیکی پیشرفته را به بازارهای مخصوص بفروشد و از تاریخ شروع به کارش موفقیت چندانی به دست نیاورده بود. جابز در سال 90 عملیات سخت‌افزاری پیکسار را متوقف کرد و سعی کرد با این کار روی توسعه زبان پیشرفته سه‌بعدی RenderMan تمرکز کند. تبلیغات تلویزیونی یکی از تنها منابع درآمد این شرکت بود. به همین دلیل قسمت تصاویر متحرک به کار خود با مدیریت جان لستر ادامه داد. در سال 91 با بستن قرارداد یک فیلم کامل با شرکت دیزنی، امید به پیکسار بازگشت. اما اواخر سال 93، قرارداد توسط بربندک لغو شد. با سقوط این دو شرکت، استیو سخت‌ترین روزهای زندگی‌اش را پشت سر می‌گذاشت و بیشتر وقت خود را در خانه با پسر و همسرش سپری می‌کرد.

بازگشت (97- 1995)

خوشبختانه، وقتی جان لستر با فیلمنامه تصحیح شده فیلم داستان اسباب‌بازی‌ها به دیزنی بازگشت، پروژه به حالت اولیه بازگشت. این فیلم در سال 1995 باید پخش می‌شد و با نزدیک شدن به این تاریخ، استیو متوجه قدرت باور نکردنی دیزنی شد. او تصمیم گرفت پیکسار در هفته بعد از پخش شدن داستان اسباب بازی‌ها عمومی ‌شود و به هیجان اولین فیلم انیمیشن تولیدشده به وسیله کامپیوتر بپیوندد. این فیلم یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های پیکسار و دیزنی بود. استیو جابز که تنها صاحب 80 درصد از شرکت بود، ارزش سهامش به 5/1 میلیارد دلار رسید که این رقم 5 برابر رقمی‌ بود که در دهه 80 در اپل به دست آورد.

در همین زمان، اپل بدترین روزهایش را پشت سر می‌گذاشت. بعد از توزیع سیستم‌عامل ویندوز 95، سیستم‌عامل مک که سود فراوانی نصیب اپل می‌کرد. در طول دهه‌ای که استیو از این شرکت دور بود، رشد چندانی نداشت و به طرز نگران‌کننده‌ای سهم خود را از بازار کامپیوتر از دست می‌داد. در سال 96، رئیس جدید آن، گیل آملیو به دنبال نرم‌افزار جدیدی برای جایگزینی سیستم‌عامل قدیمی ‌مک می‌گشت که در آخر تصمیم گرفت از سیستم‌عامل NeXTSTEP استیو استفاده کند. اپل 400 میلیون دلار برای به دست آوردن این سیستم‌عامل پرداخت کرد و استیو به شرکتی که 10 سال قبل او را بیرون کرده بود، به عنوان مشاور غیررسمی‌ رئیس بازگشت.

اما وقتی آملیو در اولین ربع سال 97، 700 میلیون دلار ضرر را اعلام کرد، هیات‌مدیره تصمیم گرفت این مدیریت ضعیف را عوض کند. در ماه جولای سال 97 استیو جایز با تشکیل یک تیم مدیریتی جدید رئیس موقتی اپل نام گرفت. او بلافاصله کل شرکت را زیر ذره‌بین برد، تعداد پروژه‌ها را از صدها به زیر 20 رساند و تعداد سخت‌افزار‌های تولید شده به 4 عدد می‌رسید.

بازگشت اپل (2001 – 1998)

استیو جابز به سرعت اعتماد را به جامعه اپل باز گرداند. این شرکت با شعار جدید «متفاوت فکر کنید»، در ذهن کاربران این‌گونه القا می‌کرد که انگار کاربران مک، انسان‌های با انگیزه‌ای هستند که می‌توانند دنیا را تغییر دهند. با قدرت گرفتن مارک اپل، محصولات جدیدی مانند Power Mac G3 و PowerBook به تولیدات آن اضافه شد. بعد از 6 ماه که از بازگشت او می‌گذشت، این شرکت دوباره در حال سوددهی بود.

تجدید حیات اپل بعدها با معرفی جدیدترین محصول اپل یعنی iMac صورت گرفت. این کامپیوتر دسکتاپ باورنکردنی در سال 98 معرفی شد و اولین محصول واقعا نوآورانه اپل، بعد Macintosh در سال 84 به حساب می‌آمد. طراحی حیرت‌انگیز نیمه‌شفاف آی‌مک، صنعت کامپیوتر‌های شخصی را که برای مدت زیادی در جعبه‌های سیاه یا بژ خلاصه می‌شد متحول کرد. بعلاوه آی‌مک فروش بسیار زیادی داشت که باعث شد توجه بسیاری از برنامه‌نویسان نیز به سمت سیستم‌عامل مک جلب شود. نوآوری طراحی در سال‌های 98 و 99 با آی‌مک رنگی و iBook و نوت‌بوک اپل ادامه پیدا کرد. بعد از 3 سال مدیریت، استیو جابز دوباره اپل را به جایگاه بزرگی رساند. به همین دلیل بالاخره در ماه ژانویه سال 2000 پست ریاست دائم را پذیرفت که اولین بار بود یک نفر به طور همزمان رئیس 2 شرکت عمومی ‌می‌شود.

با این حال استیو جابز هنوز به هدف اصلی خود از بازگشت به اپل، که رساندن تکنولوژی نکست به سیستم‌عامل مک بود، نرسیده بود. بتدریج در اوایل سال 2001، با تولید اولین نسخه از سیستم‌عامل Mac OS X، این اتفاق رخ داد. این سیستم‌عامل در واقع همان نکست با ظاهر مک بود.

استراتژی قطب دیجیتال در ژانویه 2001 توسط استیو جابز به وجود آمد که دیدگاهی برای آینده کامپیوتر‌های شخصی بود. با این‌که بسیاری از تحلیلگران و متخصصان پیش‌بینی می‌کردند که کامپیوتر‌های شخصی در چند سال بعد از بین می‌روند و جای خود را به پایانه‌های اینترنتی می‌دهند، اپل عقیده داشت آنها به مراکز یا قطب‌های دیجیتال برای زندگی ما تبدیل می‌شوند. یعنی در واقع کامپیوتر‌های شخصی در مرکز زندگی جدید ما قرار می‌گیرند که در کنار آن دستگاه‌هایی مانند دوربین دیجیتال، MP3 Player، گوشی‌های هوشمند و... با آن کار می‌کنند. این ایده قطب دیجیتال اپل باعث شد این شرکت نرم‌افزارهایی برای مدیریت این زندگی جدید طراحی کند: iMovie(1999)، iTunes(2001)، iDVD(2001)، iPhoto(2002)، iCal و iSync(2002)، GarageBand(2004) و در آخر iWeb(2006). تولید این برنامه‌ها جزو نقشه بزرگ اپل برای در آوردن بازار از چنگ کامپیوتر‌های دیگر بود. آنها در آن زمان راه حلی برای مقابله با ویندوز نداشتند.

انقلاب آی‌پاد (2006 – 2001)

 با وجود این، بزرگ ترین تحول اپل از یک منبع غیرمنتظره به وجود آمد: آی‌پاد. آی‌پاد بخشی جدایی‌ناپذیر از استراتژی قطب دیجیتال اپل بود. پروژه آی‌پاد از اوایل سال 2001 آغاز شد و استیو جابز متوجه شد به اشتباه علاقه خود را در راستای ویدئوی دسکتاپ صرف کرده است. در واقع چیزی که در این زمانه نظر مردم را جلب می‌کند موسیقی است نه ویدئو، همان‌طور که Napster به وسیله آن به موفقیت رسید. او سعی کرد فاصله به‌وجود آمده را پر کند و یک سازنده سخت‌افزار را استخدام کرد تا روی پروژه MP3 Player اپل کار کند که در تعطیلات سال 2001 درست بموقع وارد بازار شد.

ویژگی‌های برجسته آی‌پاد: طراحی زیبا، رابط کاربری عالی و دایره روی آن، اتصال سریع FireWire و هماهنگی آن با آی‌تونز باعث شد از همان ابتدا پرفروش‌ترین MP3 Player شود. برای اولین بار مردم برای استفاده از این جعبه موسیقی کوچک، مک می‌خریدند. اپل این پروژه سودآور را در سال‌های بعد توسعه داد و اول آی‌پاد را در سال 2002 با ویندوز سازگار کرد و بعد فروشگاه موسیقی آنلاین را به وجود آورد و بعد از آن نسخه ویندوزی آی‌تونز را در سال 2003 وارد بازار کرد. تا سال 2006، اپل به نوآوری‌هایش در صنعت موسیقی ادامه داد و آی‌پاد مینی را در سال 2004 ، آی‌پاد شافل و بعد آی‌پاد نانو را در سال 2005 معرفی کرد و فروشگاه آنلاین موسیقی خود را بین المللی کرد و بعد از اینها به رهبر بی‌چون و چرای عصر جدید موسیقی تبدیل شد. در سال 2006 سود اپل از فروش آی‌پاد با فروش کامپیوتر‌ها برابری می‌کرد. برای اولین‌بار در تاریخ، این شرکت به یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان محصولات الکترونیکی تبدیل شده بود همان‌طور که مایکروسافت بازار کامپیوترهای شخصی را تصرف کرده بود، سهم آی‌پاد از این بازار نزدیک به 75 درصد بود!

ادغام دیزنی و پیکسار (2006 – 2003)

جالب است بدانید آیپاد نقش مهمی‌ در تعیین آینده شرکت پیکسار بازی کرد. بعد موفقیت‌های پیاپی ( (A Bug’s Life (1998), Toy Story 2 (1999), Monsters Inc. (2001) and Finding Nemo (2003)، این استودیوی انیمیشن تصمیم گرفت قراردادش را با دیزنی از بین ببرد و این بیشتر به دلیل اختلاف‌های بین استیو جابز و مایکل آیزنر، رئیس شرکت دیزنی بود. استیو جابز به صراحت اعلام کرد با شرکت دیزنی قرارداد دیگری امضا نمی‌کند تا وقتی مایکل آیزنر از این شرکت رفته باشد. این‌طور که به نظر می‌آمد استیو تنها کسی نبود که چنین عقیده‌ای داشت. بسیاری از مسوولان اجرایی در دیزنی، از جمله برادرزاده والت، روی دیزنی از وضع مدیریت ناراضی بودند و خواستار کناره‌گیری مایکل آیزنر بودند. این نارضایتی‌ها نامزدی باب آیگر را به عنوان رئیس جدید شرکت دیزنی در ماه مارچ سال 2005 در پی داشت.

استیو جابز و باب آیگر تصمیم گرفتند با یکدیگر همکاری کنند، چراکه اپل می‌خواست برنامه‌های تلویزیونی را در فروشگاه آنلاین، آتیونز به فروش برساند. در ماه اکتبر سال 2005، پیش چشمان خبرنگاران و تماشاگران، استیو جابز به عنوان رئیس اپل دست باب آیگر را فشرد و این به معنی همکاری نزدیک با پیکسار در آینده نزدیک بود که بعدها این همکاری بتدریج به ادغام این دو شرکت تبدیل شد و در ماه ژانویه سال 2006 به‌طور رسمی اعلام شد. استیو جابز که هنوز نیمی ‌از سهام پیکسار را در دست داشت، بزرگ‌ترین سهامدار شرکت دیزنی با 7 درصد سهم به حساب می‌آمد. از سوی دیگر به مدیران اجرایی پیکسار، اِد کتمول و جان لستر، وظایف حیاتی در شرکت جدید محول شد.

اپل از 2006 تا به حال

2006 تا به حال جزو سال‌های بسیار مهمی برای کمپانی اپل بوده است.

اولین موفقیت به خاطر مک اتفاق افتاد. فروش کامپیوترهای مک در نهایت بسیار بالا رفت، به طوری که سهم فروش آن در بازار حتی از کامپیوترهای معمولی نیز بیشتر شد. چند فاکتور بر این فروش بالا تاثیر گذاشت، ابتدا موفقیت در فروش آیپاد بود و تاثیر مثبت آن در محصولات با مارک مشابه اپل. دومین پیوستن به Intel بود که بعد از سال‌ها استیو در سال 2005 اعلام کرد که شرکت می‌خواهد از پردازشگرهای اینتل در سری‌های مک استفاده کند. برای همین هم کل خط تولید این محصول در کمتر از یک سال به اپل انتقال یافت. مک‌های Intel هم سریع‌تر بودند و هم ارزان‌تر، ولی مزیت اصلی آنها توانایی آنها در نصب سیستم‌عامل ویندوز بود، به خاطر همین هم کاربرانی که فقط می‌توانستند با ویندوز کار کنند و به مک هم علاقه داشتند، از آن به بعد این کامپیوتر را خریداری می‌کردند. اکثر این کاربران نمی‌توانستند در مک نرم‌افزار مورد علاقه خود را پیدا کنند، ولی از پس برای کار با مک دیگر مشکلی نداشتند. در نتیجه اینها اپل موفقیت غیرقابل پیش‌بینی‌ای را در قسمت فروش محصول در بازار تجربه کرد که جزو سریع‌ترین پیشرفت‌ها در بازار آمریکا به حساب می‌آمد.

دومین پیشرفت از سال 2006 فروش Walkman‌های دیجیتالی آی‌پاد بود. در فوریه سال 2006 با آمدن آی‌پادهای hi-fi، که در حقیقت جعبه boom برای کار با آی‌پاد بودند، بار دیگر موفقیت اپل در فروش محصول بالا رفت. در کنار آن فروش تلویزیون‌های اپل نیز بر این ترقی در کمتر از یک سال تاثیر گذاشت. ولی در ژانویه سال 2007 مهم‌ترین اتفاق رخ داد. استیو جابز به نمایندگی از طرف کمپانی مک آی‌فون را معرفی کرد. آی‌فون در نهایت برترین محصول اپل شد. سخت‌افزار بسیار با کیفیت آن کمتر از سیستم‌عامل اپل (OS X) عمل نمی‌کرد. تکنولوژی لمسی بسیار بالای آن، جستجو در اینترنت و داشتن قابلیت‌های یک آی‌پاد از یک سو و داشتن رابط کاربری راحت و آسان آن برای مصرف کنندگان، آیفون را به محصول شماره یک نه‌تنها شرکت اپل، بلکه کل دنیا تبدیل کرد. به قدری این محصول بازار موبایل را دچار حیرت کرد که اپل کار با کمپانی AT & T را به طور کامل کنار گذاشت. 3 سال بعد از معرفی آن در بازار می‌توان گفت آیفون اولین محصول بسیار فوق‌العاده در سری محصولات دیجیتالی است، به این معنا که شما آی‌پاد و تلفن را یکجا در جیب تان قرار می‌دهید. در حقیقت اینها همه اپل را از کمپانی تولید کامپیوترهای معمولی به کمپانی محصولات دیجیتال تبدیل کرد، به همین دلیل هم در سال 2007 اسم کمپانی از Apple Computer Inc به Apple Inc تغییر یافت.

در نهایت مهم‌ترین اتفاق سال 2006 برای استیو رفع ابهام از تهمتی بود که در سال‌های بسیار قبل بر وی زدند. کمپانی اپل برای بررسی‌های لازم در این زمینه وکیلی استخدام کرد تا حقیقت این تهمت برای همه روشن شود که در نتیجه آن بی‌گناهی جابز ثابت شد.

در اواخر سال 2003 بیماری استیو سرطان لوزالمعده تشخیص داده شد، خوشبختانه این غده از نوع غده‌های مرگ‌آور نبود. برای همین هم اگر استیو توافق می‌کرد که تحت عمل جراحی قرار گیرد، سلامت کامل جسمی ‌خود را به دست می‌آورد، ولی برای مدت 9 ماه جابز برای جراحی رضایت نداد و عمل جراحی خود را به تاخیر انداخت، تنها درمان او نوع خاصی از رژیم غذایی بود و در نهایت در آگوست سال 2004 او با انجام عمل جراحی موافقت کرد. همه تصور می‌کردند همه چیز بخوبی پیش خواهد رفت و سرطان او خیلی زود خوب خواهد شد، ولی سال 2008 همه در مورد لاغر شدن استیو که امر بسیار غیرمعمولی بود صحبت می‌کردند که این به معنای پیشرفت بیماری استیو بود.

با این وجود او و اپل هر مشکل جدی‌ای را در زمینه بیماری رد می‌کردند و در نهایت در دسامبر سال 2008 این کمپانی اعلام کرد جابز برای صحبت در زمینه تغییرات کلیدی مک در سال 2009 روی صحنه نخواهد رفت.

استیو جابز برای مدت 6 ماه در اوایل سال 2009 از کار کنار رفت، در این زمان او برای گرفتن پیوند کبد اقدام کرد و آوریل سال 2009 این پیوند انجام گرفت.

سال 2010 تولدی دوباره برای استیو جابز به عنوان یک مدیرعامل فعال بود. برخلاف سال 2009 برای معرفی اکثر محصولات اپل در آن سال استیو روی صحنه می‌آمد. جابز کل دنیا را با معرفی محصولات فوق‌العاده کمپانی اپل حیرت‌زده کرد.

بزرگ‌ترین محصولات آن سال آی‌پد، تبلت iOS-based اپل بود که استیو در ژانویه سال 2010 معرفی کرد. در ماه جون در کنفرانس D8 سال 2010، استیو نظر شخصی خود را خیلی صریح اعلام کرد. از نظر او کامپیوترهای شخصی دیگر قدیمی‌شده بود و تنها جانشین آن تبلت‌ها و دیگر تکنولوژی‌ها پیشرفته‌تر بودند. اگر این گفته او درست از آب در بیاید، استیو جابز تنها فردی است که در زمینه تولد و مرگ صنعت کامپیوتر نقش بسیار مهمی ایفا کرده است.

منبع : allaboutstevejobs.com 

/ 2 نظر / 52 بازدید
میلاد

سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار جالبی داری اگه تمایل به تبادل لینک داشتی به بلاگ من سری بزن با آرزوی موفقیت

میلاد

سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار جالبی داری اگه تمایل به تبادل لینک داشتی به بلاگ من سری بزن با آرزوی موفقیت